جشن مهرگان

جشنِ مهرگان فرخنده باد

khane_Mehregan arshi

، جشن مهرگان ، جشن مهر و عشق و محبت و دوستی همانند و همپايه نوروز و يکی از کهـن ‌ترين و بزرگترين جشنهایِ‌ ملی ايران است

    اين جشن در روز مهـراز ماهِ مهـر که در سال شمارِ کهن ايرانی روز شانزدهم مهـر‌ماه بود و در سال شمار نوين در روز دهمِ مهـر‌ماه است، برگزارمی شود

  
مهرگان، همانند نوروز که روز نخستش هنگامه‌ِ برابری روز و شب بهاری است، در هنگام برابری روز و شبِ پاييزی جای دارد. مهـرگان دارای خوان يا سفره‌ای است. خوان مهرگانی را چنین می آراستند:کتاب آسمانی-شمع روشن-گلهای رنگارنگ – شربت – شیرینی – می – کاسه ای پرازآب وآویشن درآن،تا بویی خوش بپراکند-هفت شاخه ازهفت گیاه – شیر – شکر – میوه به ویژه انار وسیب وانگور – آینه – سپند – سبزی – گلاب ظرفهایی ازسنجد وبادام وپسته – حلوا – آش – ترنج – عناب – کندر یا عود که درآتشدان بسوزد – لرک یاآجیل هفت مغز-کماج وآویشن که ازسبزی های مقدس به شمار می رودوبرای تزئین گرداگرد خوان مهرگانی یا”ودرین”به کار می رفت.اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ايرانيان يعنی مهر ماه به جشن می‌نشيند و خود از جشن های ماهانه است، ولی انگيزه  ديگری را نيز برای برگزاری آن بر می‌شمارند

يك دليل وفلسفه اين جشن مهم ايراني به دوران ضحاك  باز مي‌گردد . ضحاك و خاندان او مدت‌هاي زيادي بر ايران حكومت مي‌كردند و گروه‌بسياري از جوانان ايران زمين را به قتل رسانده بودند و مردم از ستم و جنايات آنان به تنگ آمده بودند. در اين زمان كاوه‌آهنگر از ميان مردم برخاست و با برافراشتن چرم آهنگري خود كه بعدها درفش كاوياني نام گرفت، رهبري براندازي ضحاك  را بر عهده مي‌گيرد و او را با ياري مردم در كوه دماوند زنداني مي‌كنند و به ظلم او پايان مي‌دهند. سپس با رای و پشتوانه مردم و كاوه آهنگر، فريدون را بر تخت شاهی ايران نشاندند و ايرانيان زندگی را با آرامش سپری كردند

 

  در شاهنامه ی فردوسی، جشن مهرگان، به پیروزی فریدون  برضحاک نسبت داده می شود، فردوسی بزرگ جریان آن را چنین می سراید

 ندانست جز خویشتن شهریار     فریدون چو شد بر جهان کامکار

بیاراست با کاخ شاهنشهی      به رســم کیان تاج و تخت مهی

به سر بر نهاد آن کیانی کلاه      به روز خجسته ســر مهر ماه

گرفتند هر کــس ره بـخردی        زمانه بی اندوه گشـت از بدی

به آیین، یکی، جشن نو ساختند       دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد

گـرفتند هـر یک ز یاقوت، جام       نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام

جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو       می روشن و چهرهٔ شاه نـَو

همه عنبر و زعفران سوختند        بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد

تن آسانی و خوردن آیین اوست       پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت

به کوش و به رنج ایچ منمای چهر        کنون یادگارست از و ماه مهر

Posted on September 30, 2013, in جشن ها. Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: