گاهنبار ها

گاهنبارها

در دینزرتشتي دادودهش وخير و خيرات از وظايف عمده پيروان آن است . دردین زرتشتي هر كس موظف است يك دهم درآمد خود را صرف داد و دهش و كمك به فقرا و مستمندان كند همچنين بسياري از افراد نيكو كار زرتشتي قبل از مرگ تمام يا قسمتي از دارائي خود را از قبيل زمين و باغ و آب و خانه … وقف مراسم گهنبار و خيرات و داد ودهش و كمك به فقراهمكيشان خود ميكنند

gahanbar

يكي از سنن ايرانيان باستان كه براي دادو دهش و خير وخيرات ، برگزار ميشد ، مجالس 6 گاهنبار يا گهنبار بود اين آئين بسيار قديمي است و پيدايش آن به اوايل دوره پيشداديان مربوط ميشود مطابق نقل تاريخ نگاران اولين بنيا نگذار گهنبار ، جمشيد – شاه پيشدادي – است 
درزمان ، يا پس از ظهور زرتشت ، تغييراتي در روش برگزاري گهنبار داده شد . درابتدا بخشهايي از اوستا را موبدان ميخواندند ، آنگاه سفره عام ميكشيدند و هر كس – اعم از فقير و غني – برسر سفره گهنبار مينشستند و از آن استفاده ميكردند . اين روش تا زمان انوشيروان ساساني ادامه يافت . در زمان او بعلت اوج گرفتن فاصله طبقاتي بين مردم تغييراتي در آيين گهنبار به وجود آمد 
شش گاهنبار يا گهنبار يا گاهان بار – بطور كلي – اشاره به شش گاه ياشش هنگام از اوقات مختلف سال دارد كه موقع آفرينش عالم و عالميان ميباشد . در آيين مزد يسني زرتشت ، اين شش گاه يا شش هنگام را به شكرانه نعمت هاي خداوند متعال جشن ميگيرند و زرتشتيان – مانند ايرانيان قديم – در اين جشنها بذل و بخشش و داد ودهش و خير وخيرات مينمايند و سپاس اهورامزدا را بجاي مي آورند. درآمد و منافع حاصله از موقوفات گهنبار نيز در اين ايام صرف نيات خير خواهانه و نيكو كارانه واقف ميشود. گذشته از اينكه اين شش هنگام ، موقع خلقت جهان و ساير موجودات و مخلوقات ميباشد ، انسان در اين روزها نيز از كار و كوشش خود نتيجه بدست ميآورد و فايده ميبرد؛ از قبيل برداشت محصول و بدست آ وردن ميوه ها و خوراكيها و غيره . هركدام از اين جشن ها كه در شش موقع انجام ميگيرد ، به مدت پنج روز ادامه مي يابد و روز آخر آن از همه مهمتر و گراميتر است و در واقع چهار روز اول به منزله مقدمات جشن است و جشن و مراسم حقيقي در روز پنجم برپا ميشود . گاهان بار از دو كلمه تركيب شده : ((گاهان )) كه به معني گاهها يعني اوقات است و(( بار)) كه به معني بار و بر و نتيجه و ثمر ، و همچنين مجلس و محفل و انجمن همگاني و بار عام ميباشد . بعضي اين كلمه را (( گاه انبار )) دانسته و موقع انبار كردن نوشته اند ؛ در صورتيكه چنين نيست و اين معني با مفهوم كلمه تطبيق نميكند ؛ زيرا در همه اين شش هنگام ، آذوقه به انبار نمي آورند و چيزي در انبار نمي گذارند كه اين معني بر آن مصداق پيدا كند ؛ بلكه همچنان كه گفته شد ، (( گاهان )) جمع گاه به معني اوقات است . موضوع ديگري كه گفته مارا تاييد ميكند ، يادداشتهاي پهلوي است كه گاهان بار را در پهلوي (( گاسان بار )) نوشته است گاسان جمع (( گاس )) است كه به معني وقت و هنگام ميباشد ؛ بنابر اين گاسان بار در پهلوي به معني وقت هاي بار و بر يا مجلس جشن است. از آنچه گذشت واضح شد كه (( گاهان )) فارسي برابر (( گاسان )) پهلوي است كه جمع (( گاس )) و به معني گاه است . گاهانبار را گاهي مختصر ميكنند و گهنبار يا گاهنبار تلفظ مينمايند 
قبل از طلوع آفتاب روز اول هر چهره از گاهان بار ، موبدان زرتشتي و ساير مردان و جوانان ، مراسمي را به نام (( واژيشت )) برگزار ميكنند . شش گاهانبار سال نزد زرتشتيان ايران و هند اوقات عبادت و نيكي و خيرات و كمك به مستمندان است . از وجوهات مربوط به اوقات گاهانبارو از محل در آمد و منافع موقوفاتي كه بر گهنبار وقف شده اند مراسم و جشنهاي بزرگ مي آرايند ، توانگر و بي نوا هر دو درآن شركت ميكنند ، آناني كه خود از عهده مخارج اين مراسم بر نمي آيند بايد در مراسم ديني كه ديگران باني آن هستند يا از موقوفات مربوطه داير ميشود شركت كنند و از خوان نعمت توانگران كه در همه جا گسترده ميشود بهره مند گردند

Gahanbar_lork_NN

آفرينگان گاهنبار
در اوستا واژه هاي آفرينه ، آفريونه و آفريتي از ريشه فري است كه به معني ستودن و گرامي داشتن و آفرين گفتن و تحسين كردن و خشنود گردانيدن است
دعاهايي كه با واژه آفرين آغاز ميشوند،اغلب در پس مردگان جهت آمرزش و گرامي داشت خوانده ميشود، يا در اعياد و مراسم ديني جهت همين منظور مي خوانند. مراسم آفرينگان خواني يا در آدريان خوانده و برگزار ميشود و يا اينكه موبدان آن را در خانه كسي كه چنين مراسمي را برگزار نمايد، انجام ميدهند. براي برگزاري و شركت در اين مراسم ، لازم است پاكيزگي انجام شود كه ان را پادياب (= پادياو PADYAV)مينامند ودر اغلب مراسم ديني ، هر شركت كننده بايد اين فريضه را انجام دهد . در آغاز لازم است پادياب كننده (( خشنوتره اهوره مزدا)) به خشنودي اهورا مزدا را خوانده و يكبار نيز ((اشم وهو)) بخواند ، پس صورت ودستها وپاها را شسته و كمربند مقدس يعني كشتي خودراباز نموده و دعاي كشتي را بخواند و دوباره كمربندش را ببندد . مراسم را دو موبد (زوت و راسپي) برگزار ميكنند ودر آتش دان ، چوبهاي خوشبو و عود ميسوزانند . ظرف هاي لرك (آجيل هفت مغز) و ميوه وآشاميدني و شمع هاي روشن از لوازم است . زوت شروع ميكنند به خواندن پازند آفرينگان و متن اوستائي را هر دو موبد با هم ميخوانند درحين اوستا خواني ، موبد يار ، ميوه ها را پاره ميكند تا متبرك گردد و پس از پايان خواندن اوستا ، همه حاضرين از لرك و ميوه ميل ميكنند و بهره مند ميگردند. يكي از مصارف موقوفات گهنبار كه در وقف نامه ها به آن اشاره شده انجام مراسم آفرينگان گهنبار است كه آنرا موبدان در طي پنج روز كه مدت هريك از گاهنبارهاست ، طي تشريفات ياد شده ميخوانند كه ترجمه آن چنين است 
به خشنودي اهورامزدا برزبان ميآورم و ميخوانم بهترين نيايشهارا . برزبان ميآورم ازجان ، باباوري نيك كه مزدا پرست زرتشتي و دشمن همه بديها وپيرو آئين اهورائي ميباشم . نيايش و آفرين ميخوانم همه گاهها و هنگامهاي روز وماه و جشنهاي سال ( گهنبار ) را كه ردان وسروران هستند و با خشنودي ستايش ميكنم ، و اين نيايش را به هنگام بامدادان ميسرايم . نيايش ميكنم و آفرين ميخوانم بريا همه گهنبارهاي سال ، هنگام هر جشني كه باشد ، به نام برزبان مي آورم و آئين هاي ويژه ميگذارم . نيايش و آفرين خواني ميكنم براي گهنبار ، ميديو زرم ، ميديوشم ، پيته شهيم ، اياسرم ، ميديارم ، همسپتمدم كه همه ردان و سروران هستند

گاهنبار ميديوشهيم گاه

نظري كوتاه بر ريشه واژه گاهان‌بار و علل پيدايش آن 
در دوران‌ باستان تقسيم فصول ، ميان ايرانيان به‌موجب مهاجرت‌ها ، شرايط اقليمي و آب و هوا و اوضاع جوي تفاوت مي‌يافت 
به‌موجب ونديداد ، تقسيم سال بر اساس سكونت آرياها در مناطق سردسير به دوفصل تابستان « هفت ماهه » و زمستان « پنج ماهه » بوده است . در كتاب بندهشن سال به چهار فصل بخش مي‌شده كه از خود اوستا نيز اين‌گونه بر‌مي‌ايد . چهار فصل بر پايه گردش سال و دگرگوني هوا مي‌باشد . ولي به‌موجب اوستا نوعي ديگر از تقسيم سال به‌فصول بيان شده كه برمبناي محاسبه اقوامي است كه در مرحله كشاورزي و بيشتر دامداري و كشاورزي بوده‌اند . در اين مبناي محاسبه ، سال به شش فصل يا گاهان‌بار تقسيم مي‌شود كه اساس آن بر بيرون آوردن دام‌ها از آغل‌ها و علوفه دادن آنان ، جفت‌گيري و زايمان و به‌آغل بازگرداندن و يا شخم زمين ، بذر پاشي و درو محصولات و انبار كردن آذوقه است . اما بعدها به‌تدريج اين شش فصل كهن جوامع « كشاورز – دامدار » به‌گونه سنت‌ها و آيين‌هاي اجتماعي ـ ديني در‌آمد و فصول چهارگانه جايگزين آن شد 
اين جشن‌ها يا فصل‌هاي شش‌گانه به‌موجب اوستا « يائيريه » ناميده مي‌شود . كه صفتي است به معني سالي يا فصلي . اما در پهلوي به‌صورت گاسان‌بار يا گاهان‌بار در آمده است . جزء اول آن يا همان گاس « پهلوي » يا گاثو « اوستايي» كه در فارسي به گاه تبديل شده به معني وقت و هنگام و يا فصل است و جز دوم از « يائيريه » در اوستا گرفته شده كه روي‌هم به معني جشن‌هاي فصلي مي‌باشد

چهره ميديوشهيم‌گاه 
ميديوشهيم‌گاه دومين جشن گاهان‌بار است كه از معني واژه آن ، ميان تابستان بزرگ يعني زمان انجام گاهان‌بار درك مي‌شود . هنگام برگزاري اين گاهان‌بار پانزدهم تيرماه مي‌باشد . در واقع از يازدهم تا پانزدهم تيرماه « خورايزد تا دي‌به‌مهر ايزد » جشن ميديوشهيم‌گاه است . ميديوشهيم‌گاه از گاهان‌بارهاي كهن آرياهاي ايراني مي‌باشد . آن‌هنگام كه سال به دو فصل تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسيم مي‌شد . كه تابستان بزرگ هفت ماه طول مي‌كشيد . هرگاه به پانزدهم تيرماه يعني روز دي‌به‌مهر از ماه تير توجه كنيم متوجه مي‌شويم كه پانزده روز ازماه اول تابستان گذشته و نسبت به فصول چهارگانه ، ميديوشهيم بايد پانزدهم ماه باشد . اما هرگاه تقويم كهن آرياها را ملاك حساب و شمار قرار دهيم ، تابستان بزرگ و هفت‌ماهه كه پانزدهم تير‌مي‌باشد درست ميان‌ آن است 
به‌موجب توصيفي كه در ويسپرد آمده اين‌گاهان‌بار با صفت « واستريوـ داته اينيم » آمده كه از آن ، هنگامي‌كه سبزه‌ها و يا علوفه درو و برداشت مي‌شود استنباط مي‌گردد . اين كلمه از دوريشه واستر به معني گياه و دا به معني چيدن و درو كردن تشكيل شده است 
برداشت و درو علوفه نشانگر آن است كه كشاورزي كهن‌تر از آن است كه گاه براي ايرانيان در نظر مي‌گيرند و آرياهاي ايراني پيش از ورود به‌اين سرزمين ( زماني كه تابستان بزرگ را در شرايط اقليمي قبل از ايران دانسته‌اند . ) نيز به كشاورزي و گردآوري غله و علوفه آشنا بوده‌اند . از جنبه ديگر و با توجه به اسنادي كه در دست است در شش گاهان‌بار به ترتيب شش مرحله آفرينش از سوي اهورامزدا انجام گرفته است

در اوستا ، يشت سيزدهم و نيز 86 به‌ترتيب فروَشي آسمان ، آب ، زمين ، گياه ، جانوران و انسان ستوده شده است و اين اشاراتي است به‌مراحل شش‌گانه آفرينش كه به‌موجب رواياتي در 6 هنگام يا 6 گاهان‌بار انجام ‌گرفته است . وبه اين‌صورت در گاهان‌بار دوم يعني ميديوشهيم گاه آب آفريده شده است 

10-sal

گاهانبار اياسرم‌گاه

هنگام اين گاهان‌بار از روز اشتاد ايزد تا روز انارام ايزد از ماه مهر ( ماه مهر هفتمين ماه تابستان بر طبق گاهنامه ايران باستان مي‌باشد ) برابر با 20 تا 25 مهر ماه است 
نام اين گاهان‌بار از واژه اوستايي « اياسريمه » گرفته شده است . يعني آغاز سرما و زمان برگزاري آن در زندگي كشاورزي و دامپروري هنگامي است كه گله‌هاي گوسفند از چراگاه‌هاي تابستاني به محل زمستاني خود باز مي‌گردند 
در باور سنتي زرتشتيان نيز هنگامي است كه خداوند گياهان را آفريده است 
اين گاهان‌بار نيز اكنون همانند گاهانبارهاي چهره‌هاي ديگر و با همان شيوه در خانه و يا تالارهاي عمومي برگزار مي‌شود 

به‌طور كلي عنصر ديني اين جشن‌ها خواندن « جَشَنْ » و نيايش است كه موبدان انجام مي‌دهند و حاضرين در جَشَنْ دست يكديگر را مي‌گيرند . « هَما زور » مي‌شوند . زيرا 
پيروزي و كاميابي در يگانگي و همازوري است . به‌ويژه در گذشته تحمل در برابر بلاياي طبيعي ، خشكسالي ، سيل ، زلزله ، طوفان و مانند آن ، تنها با همازوري و پشتيباني از يكديگر شدني بود . شركت در مراسم گاهان‌بار وظيفه ديني براي همه بود ، هزينه آن‌را همه داوطلبانه و هر كس به اندازه در‌آمد و تواناييش مي‌داد ، ولي همه ، به يك اندازه در آن ” هم‌ بهره” مي‌شدند 
عنصر اجتماعي اين جشن‌ها در اين بود كه ، همه زرتشتيان ، زن و مرد ، پير و جوان و كودك ، فقير و غني ، ارباب و رعيت ، همه يكسان در آن شركت مي‌كردند ، در يك‌جا گرد مي‌آمدند ، از يك سفره و از يك غذا مي‌خوردند و اين امر باعث همبستگي بيشتر اجتماعي مي‌شد 
علاوه بر اين ، در پايان اين مراسم آن‌چه از خوردني باقي مانده بود به خانه افراد بي‌نوا و نيازمند فرستاده مي‌شد و اين جزئي از ” نيكوكاري و دهش ” است كه در دين زرتشتي ستوده و سفارش شده است 

1_f

گاهنبار شادمانه مي‌رسد 

شادي كردن هدف و برنامه‌ي دلنشين ديني وگروهي براي زرتشتيان است. مردماني كه در بدترين و دشوارترين رخدادها، با بردباري غم را به دست شادي سپردند و زنگار پريشاني و اندوه را از آيينه‌ي دل همگان زدوده‌اند، امروز يادگارهايي شيرين به‌نام جشن‌هاي گهنبار را با خود به همراه دارند، يادبودي از پدران و بزرگانشان
كتيبه‌هاي هخامنشي كه از نخستين داشته‌هاي نوشته‌شده‌ي زرتشتيان و ايرانيان باستان‌اند هم با وجود ادبي و ديني‌نبودن مفهوم و منظورشان ، با ستايش خداوند و سپاس از او به‌واسطه‌ي امانت‌نهادن شادي در ميان مردمان، آغاز مي‌شوند
زرتشتيان “درعين فقر به جشن‌ها و آيين‌هاي سنتي كهن مي‌پرداختند كه خيرات و مبرات و شادي بنيان آن‌ها بوده است. بايد افزود كه اين‌ها را مايه‌ي بركت و خير و روي‌آوردن اقبال نيك مي‌دانستند. ” (مزداپور، 1382، ص.112)
فلسفه‌ي غم و شادي و نبرد مينوي‌شان از آغاز آفرينش با هم، در فرهنگ ايرانيان بخوبي نمايان است. در اين فلسفه، وجود بدي و شر (انگره‌مينو) كه غم و بيماري و مرگ مي‌آفريند ناديده گرفته نمي‌شود اما بيش از اندازه نيز به آن‌ها توجه نمي‌شود. زرتشتيان و ايرانيان مي‌دانند كه شادي فروزه‌اي نيكو و خداوندي است كه بايد جانشين غم و اندوه كرد و همانطور كه بر اساس پيام گاتا، بايد بدي را به دست نيكي سپرد، مي‌دانند كه بايد غم و اندوه بي‌بنيان را با شادي و نيايش و ستايش زدود تا مبادا غوطه‌ورشدن در افسردگي و نوميدي، بند بر پاي مرغ اميد و آرزو و تلاش آدمي ببندد

جشن‌هاي سلسله‌بندي‌شده در مدت يك‌سال، بهترين نمونه براي پايداري اين فلسفه در بين ايرانيان است چنانچه هنوز بسياري از جشن‌هاي يادگارمانده از گذشتگان، امروزه هم نه كاملا به شكل و روش گذشته، اما با قوت و عشق پيشين در ميان زرتشتيان ايران و هند برگزار مي‌شوند
“درجامعه‌ي سنتي زرتشتي، اين جشن‌ها با زندگاني روزمره به‌شدت سرشته و با آن عجين شده است. نوعي ارتباطات اجتماعي و روابط ميان خانواده‌ها در يكي دو نسل پيش، لازم مي‌كرد كه برگزاري اين آيين‌ها، جزيي باشد از حوادث روزانه و عادي. بدين شمار بود كه همراه و همپاي كارهاي كشاورزي در مزرعه و باغ، تهيه ديدن و فراهم‌آوردن ابزارهاي واجب براي مراسم آييني هم تكليفي روزمره و عادي بود… در طي آن نوعي خيرات و مبرات و اشتراك در خورد و خوراك هم مطرح مي‌گشت… و غني و فقير را در آن شريك و همكار و همراه مي‌شد ديد، و نيز نمادهاي رنگين و دلپذير حياتي و زنده را.” (همان، ص.113)
بنيان دين زرتشتي، همان پيام نهفته در جشن‌هاست كه چيزي نيست بجز خواستاري شادماني براي همه. در اين كوشش براي ايجاد شادكامي همگاني است كه مي‌توان رگه‌هاي پيام گاتا را ديد كه خرد و منطق زندگي را با شوق و شور حس “ديگرخواهي” همراه مي‌كند و آدمي را در تراز خرد و احساس نگه‌داشته تا نتيجه‌ي اين تراز را كه شادي درون است، بيابد. در دين زرتشتي، ديگرخواهي انسان از سر لبريزي است، آنكه از داشتن لبريز است ناخواسته مي‌بخشد. از سر فراواني و لبريزي است كه جرعه،‌ جرعه بخشش و سود و رامشن از پيمانه‌اش سرريز مي‌شود. اين پشتوانه‌ي ارزشمند فلسفي است كه سنت‌ها و آيين‌هاي رايج در ميان زرتشتيان بر پايه‌ي آن شكل و صورت پذيرفته‌اند. در فلسفه‌ي بخشش زرتشتي، بايد بذل هر چيز در راه پرورش و بهبود و سامان‌دهي احوال درماندگان باشد نه از سر چاپلوسي يا اجبار
“كليد در دوزخ است آن نماز كه در چشم مردم‌ گذاري دراز ” در سنت زرتشتيان نيز بخشيدن بخشي از دارايي براي برپايي جشن‌هاي همگاني، به خواست قلبي فرد و در موازنه با دارايي اوست اما حضور همگان چه دارا و چه ندار در گهنبارها امري است بايسته و شايسته. اما ثمربخشي اين داد و دهش‌ها، زماني قطعي است كه گرهي از انبوه گره‌هاي درماندگان و نيازمندان آبرومند جامعه بگشايد كه اگر جز اين باشد، پسنديده و سودمند و پذيرفته نيست
جلوه‌ي ديگر گهنبارها، همازوري همگان به شرط پوشيده‌ماندن راز نداري نيازمندان است. چاره‌اي نيست جز آنكه همه يكسان و يك‌شكل و ساده در جشن شركت كرده و بي‌آنكه دارا به رخ نادار بكشد، هر كس سهمي از داشته‌هايش را بدون خودنمايي صرف برگزاري گهنبار كند و از گوشت گوسفندان مالداران و هيزم و چوب مردان خاركن و تنها حضور و نيايش‌خواني و همازوري بي‌نوايان، سفره‌اي از نان و ميزد و چاشني فراهم شود يكسان كه همه از آن مي‌خورند. اينست همان رسم سخاوت و هماهنگي و همازوري ايرانيان كه زبانزد جهان است
گهنبارها جشن‌هاي شش‌گانه‌اي‌اند كه در شش زمان يا چهره يا گاه برگزار مي‌شوند كه هريك يادآور زماني از كاشت، داشت و برداشت محصولات كشاورزي‌اند و نوعي گاهنماي ساليانه براي كشاورزان محسوب مي‌شوند. اما هسته‌ي مركزي جشن‌ها پيوندي است از داد و دهش، همازوري مردم از هر صنف و رده و ميزان دارايي، آگاهي از حال يكديگر، نيايش به درگاه خداوند و سپاسگذاري از او، در كنار شادماني و سرور دسته‌جمعي. اين هنر ايرانيان هوشمند و دورانديش است كه باورهاي ديني و قلبي را در قالب آيين‌هايي ويژه درآورده و چندين هدف نيك را در يك برنامه گرد آورده‌اند
گهنبارها يا از دسته‌ي اصلي شش‌گانه‌اند يا جداي از آن‌ها. گهنبارهاي شش‌گانه شامل: نيمه‌ي بهار (ميديوزرم) هنگامه‌ي دروي غلات مثل گندم و جو، نيمه‌ي تابستان (ميديوشهم) زمان كاشت حبوباتي چون ارزن و برنج. پايان تابستان امروزي (پيته‌شهم) هنگام برداشت محصول تابستاني و علوفه، آغاز پاييز امروزين (اياسرم) كه زمان كاشت محصول زمستاني است. نيمه‌ي زمستان (ميديارم) و گاه استراحت كشاورزان، و پنج روز پايان سال يا پنجه (همسپتميديم) كه همان زمان برنامه‌ريزي و آمادگي كشاورزان براي آغاز كشت و كار است
اما در گذر زمان جشن‌هاي گهنبار فرعي ديگر چون گهنبار توجي شكل گرفته‌اند كه زماني برقرار مي‌شد كه نياز به گردهم‌آيي مردم و آگاهي آن‌ها از حال يكديگر بود چنانكه در زمان رويدادهاي ناخوشايند و آسيب‌رسان طبيعي چون سيل، زلزله و … گهنبارهاي توجي به خواست مردم برگزار مي‌شد تا از حال و روز يكديگر آگاه شده و به‌ ياري هم بشتابند و با همازوري و دادودهش همه،‌ از شدت آسيب و اندوه و رنج همنوعان بكاهند و دوشادوش هم غم‌ها را به شادي بدل سازند، چرا كه از ديرباز در گوش زادگان اين ديار خوانده‌اند
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست
در پريشان‌حالي و درماندگي

گاهنبار پيته شهيم گاه

اين گاهنبار از روزاشتاد در ماه شهريور شروع مي‌شود و تا پايان ماه شهريوريعني روز انارام ادامه مي‌يابد
پيته شهيم يعني پايان تابستان و اين جشن كشاورزي هنگامي است كه خرمن دانه‌ها در كشتزارها فراهم مي‌گردد و بسياري از ميوه‌ها از درختان چيده مي‌شوند و در باور زرتشتيان هنگام آفريده شدن زمين از سوي خداوند است 

برخي از زرتشتيان در اين چهره از گاهنبار كه پنج روز ادامه دارد گاهنبار را در خانه يا در سالن برگزار مي‌نمايند . موبدان آفرينگان گاهنبار مي‌سرايند و كساني كه گاهنبار دارند ب فراهم كردن درون و ميزد بخشي از درآمد ساليانه خود را به ديگران مي‌بخشند 

آیین گهنبار توجی

گهنبار توجی، از جشن‌های بیرون از چهره‌های گهنبار به شمار می‌آید. این گهنبار، هنگامی برپا می‌شد که نیاز به گردهمایی مردم و آگاهی آن‌ها از حال یکدیگر، بیش از پیش احساس می‌شد. در زمان رویدادهای ناخوشایند و آسیب‌رسان طبیعی چون سیل٬ زلزله و… گهنبارهای توجی به خواست مردم برگزار می‌شد تا از حال و روز یکدیگر آگاه شده، به یاری هم بشتابند و با همازوری و داد و دهش همه٬ از شدت آسیب و اندوه و رنج یكدیگر بکاهند

———————————————————

یاری نامه ها

زرتشتيان. مزداپور، كتايون. تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1382.

گاه شماري و جشن هاي ايران باستان ، هاشم رضي ، انتشارات بهجت ، بهار 1371

كتاب های از نوروز تا نوروز

گاه شماري و جشن هاي ايران باستان ، هاشم رضي ، انتشارات بهجت ، بهار 1371 ,
جشن نوزوز « جشن آفرينش آدميان » ، م . اورنگ ، ناشر خود نويسنده ، 1351
جشن نوزوز « جشن آفرينش آدميان » ، م . اورنگ ، ناشر خود نويسنده ، 1351ديدي نو از ديني كهن

مجله ميراث جاويدان شماره سوم – با نگاهي بر ديدي نو از ديني كهن نوشته دكتر فرهنگ مهر

Posted on June 16, 2013, in جشن ها. Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: