پاسداری محيط زيست در دین زرتشتی

پاسداری محيط زيست در دین زرتشتی

 Keshavarzi_577

يكي از بزرگترين دغدغه هاي امروزه انسان مسئله حفظ محيط زيست است. مسئله اي كه موضوع همايش ها و سخنراني هاي بسياري قرار مي گيرد و كارشناسان و دانشمندان در اين زمينه مطالعات زيادي كرده اند و دوستاران محيط زيست در گوشه و كنار دنيا با تشكيل گروههاي مختلف سعي در حفظ آن دارند. و اين در حاليست كه حفاظت از محيط زيست در فرهنگ كهن و غني ايران جايگاه ويژه اي دارد .

  آب، خاك، هوا و آتش در نزد ايرانيان از تقدس ويژه اي برخوردار است به طوري كه در آيين زردشت ايزداني مسئول نگهداري اين عناصر هستند همچون آناهيتا ايزد پاسدار آب، آذر ايزد پاسدار آتش، زامياد ايزد پاسدار خاك و ويو ايزد پاسدار باد و هوا

اين اعتقاد ايرانيان موجب ميشد كه هيچ چيز آلوده اي را در آب نيندازند و يا دستها را در آب روان نمي شستند بلكه براي شستشو، مقداري از آب رودخانه يا چشمه را برداشته و از آن استفاده ميكردند . از انداختن آب دهان روي زمين اجتناب مي نمودند و يا از سوزاندن مردار و هر چيز ناپاك ديگري دوري مي كردند به اين دليل كه دوري از سوزاندن هر چيز ناپاك به منظور پيشگيري از آلودگي هواست

آب، خاك، هوا و آتش جايگاه ويژه اي در جشنهاي مختلف دارند از جمله جشن تيرگان كه در تير روز تير ماه برگزار شده و پاشيدن آب بر سر و روي يكديگر از آيين هاي اين روز است

اما نكته قابل توجهي كه وجود دارد اين است كه در عهد باستان در ايران به دليل تقدس عناصر چهارگانه و پاكيزه نگاهداشتن آن، بيماريهاي  همه گير و واگيردار به ندرت ديده ميشد چراكه بيشتر بيماريها به خصوص در روزگار گذشته در اثر آب آلوده همه گير مي شده است و در بين اقوام و ملتهاي ديگر اين دست بيماريها بسيار شايع بوده و در اثر آن در مدت كوتاهي جمع زيادي از بين مي رفتند اما در همان زمان در ايران همانطور كه گفته شد به ندرت و آن هم در بين عده ي محدودي اين قبيل بيماري ها مشاهده مي شده است

در زمان هخامنشیان و حتی پیش از آن، انسان به پاكيزگي هوا می‌اندیشیده است و برای آن راهکارهایی پیش‌بینی کرده بود که در جهان منحصر به فرد بود. در اساطیر ایران از «باغ جمشید» یاد شده است که اقوام آریایی از طوفان سرمای شمال دریای خزر، به آنجا پناه بردند

اگر بخواهیم مکانی حقیقی برای باغ جمشید پیدا کنیم، باید آن را در منطقه‌ای از خوارزم تا هرات؛ یعنی در خراسان بزرگ، جست‌وجو کنیم. در دوره هخامنشیان، پردیس‌های ایرانی، شهرت جهانی داشته است. در این پردیس‌ها از سیستم آبیاری‌ای استفاده می‌شد که منحصر به فرد بود. باغ‌ها اغلب روی تپه‌ها، ساخته می‌شد تا از انرژی خورشیدی، بیشترین استفاده شود. روش آبیاری این باغ‌ها به این نحو بود که آب از مکانی بسیار مرتفع با قطعات و لوله‌های سفالی که با ساروج آب‌بندی می‌شد، به کف دره و از آنجا به تپه‌ها کشیده می‌شد. آب، با فشار به پایین کوه می‌رسید و سپس با قدرت خود را به نوک تپه می‌رساند، این سیستم آبیاری در باغ‌های معلق بابل، پردیس هخامنشی و باغ شاهی بغداد و نیز پس از اسلام به کار می‌رفت. وقتی که آب با فشار ناشی از شیب کوه، به نوک تپه که باغ در آن قرار داشت، می‌رسید، حوضچه یا آبگیری از آن آب، ساخته می‌شد. در وسط این آبگیر مصنوعی، یک فواره طراحی شده بود که با کم یا زیاد شدن فشار آب در فصل‌های پرآبی و کم آبی، ارتفاع آن کم و زیاد می‌شد. دور تا دور این تپه به صورت حلقه حلقه جوی‌هایی ساخته می‌شد تا ذرات آب که از فواره به زمین می‌رسید نیز به هدر نرود و از طریق این جوی‌ها به پایین تپه و رودخانه هدایت شود. دو طرف جوی‌ها هم درختکاری می شد و زیر درخت‌ها، تخت گذاشته می‌شد تا در ساعات و فصولی از سال در آنجا استراحت کنند، در متون گذشته به تخت شاهی اشاره شده است که بیانگر تختی است که برای پادشاه در مکان‌هایی مشابه این، گذاشته می‌شد. ذرات ریز آب از فواره به فضا پراکنده می‌شد و با آمیختن به اکسیژن ناشی از درخت‌ها، هوا را پاكيزه می‌کرد. این سیستم آبیاری و پاكيزگي هوا، عینا در باغ «قرطبه» آندلس در اسپانیا نیز به کار رفته، آنها این روش آبیاری را از ایرانیان آموختند و به جای کاشت درخت‌های معمولی از درخت‌های زیتون و بادام استفاده کردند تا سود دهی اقتصادی نیز داشته باشد

تمدن ایرانی اصلا با «باغ جمشید» شکل گرفت. اکثر شهرهای ایران، باغ- شهر بوده‌اند. کلمه «ویلا» که امروز در زبان فرانسه وجود دارد، ریشه در زبان فارسی دارد. شکل‌های اولیه «ویلا» در زبان فارسی باستان، باغ‌سرا و باغ خانه معنی می‌دهد. باغ در ایران قداست داشت و شهر بدون باغ، اصلا متصور نبوده است. باغ‌ها یا در داخل شهر بوده‌اند یا در حاشیه شهر. در شهرهایی که امکان دسترسی به آب آشامیدنی دشوارتر بوده است، باغ‌ها در حاشیه شهر و روی تپه‌ها ساخته می‌شد

تاریخ رابطه انسان و حیوان برمی‌گردد به دوران بسیار کهن تا دوره گرایش‌های انسان به توتم پرستی. پاره‌ای از حیوانات که در زندگی کمک حال انسان بودند، به توتم تبدیل می‌شدند و وقتی حیوانی در موقعیت توتم قرار می‌گرفت، طبعا بعضی از امور در موردش ممنوع می‌شد. مثل کشتن یا آزار رساندن به او یا حتی داغ زدن به او، این حیوانات در ضمن جنبه قداست پیدا می‌کردند.  رابطه خویشاوندی بین انسان ونباتات را هميشه مطرح بوده که با توجه به وحدت اصل حیات و زیست در میان گیاه، جانور و انسان این تعبیر درست و هماهنگ است

توجه به محیط زیست در باور ایرانیان باستان جایگاه ویژه ای داشته و این امر در آیین ما خوبی نمودار است . دین زرتشت نخستین دینی است که به حفظ محیط زیست و همراهی با طبیعت تاکید فراوان کرده است . اشوزرتشت خشونت به انسانها ، آزار به حیوانات ، صدمه به گیاهان و تخریب محیط زیست را ناسپاسی به اهورامزدا می داند . نمادهایی که برای ایزدها به کار گرفته شده اغلب نزدیکی بسیار با حیات و عناصر طبیعت دارد .مانند : آبان ، آناهیتا ( پاسداران آب) آذر و نیرو سنگ ( پاسداران آتش) زامیاد (پاسداران زمین وخاک) و … این ایزدان آگاهانه می کوشند تا هیچ کس به آلوده کردن عناصر اصلی دست نیازد . ایرانیان قدیم هیچ چیز آلوده ای را در آب نمی ریختند و در پاک نگاه داشتن خاک مراقبت می کردند . مردگان را بر بلندی می گذاشتند تا حیوانات آنرا خورده و خاک آلوده نگردد

همانگونه كه گفتيم, اهميتي كه دين زرتشت براي حفظ و حمايت محيط زيست قايل شده, باعث آمده است كه, عده‌اي از دانشمندان, دين زرتشت را نخستين دين حفظ محيط زيست نام دهند

سرچشمه

http://www.dinebehi.com

Posted on December 15, 2012, in گوناگون. Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: